غزل شمارهٔ ۵۷۶
این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
گوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنم
بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو
دردم افزون میشود چندان که درمان میکنم
چند گویی توبه آن از عشق و زین ره باز گرد
چون توانم توبه چون این کار از جان میکنم
از میان جان نگیرد عشق او هرگز کنار
کز میان جان هوای روی جانان میکنم