غزل شمارهٔ ۵۸۸

ما می از کاس سعادت خورده‌ایم

در ازل چندین صبوحی کرده‌ایم

با غذای خاک نتوانیم زیست

ما که شرب روح قدسی خورده‌ایم

عار از آن داریم ازین عالم که ما

در کنار قدسیان پرورده‌ایم

تا که مهر مهر او بر جان زدیم

نقش غیر از لوح دل بسترده‌ایم