غزل شمارهٔ ۶۰۸
تا ما سر ننگ و نام داریم
بر دل غم تو حرام داریم
تو فارغ و ما در اشتیاقت
بیچارگیی تمام داریم
ز اندیشهٔ آنکه فارغی تو
اندیشهٔ بر دوام داریم
گه دست ز جان خود بشوییم
گه دست به سوی جام داریم
تا ما سر ننگ و نام داریم
بر دل غم تو حرام داریم
تو فارغ و ما در اشتیاقت
بیچارگیی تمام داریم
ز اندیشهٔ آنکه فارغی تو
اندیشهٔ بر دوام داریم
گه دست ز جان خود بشوییم
گه دست به سوی جام داریم