غزل شمارهٔ ۶۲۸
در عشق همی بلا همی جویم
درد دل مبتلا همی جویم
در مان چه طلب کنم که در عشقش
یک درد به صد دعا همی جویم
از صوف صفای دل نمییابم
از درد مغان صفا همی جویم
از خرقه و طیلسان دلم خون شد
زنار و کلیسیا همی جویم
در عشق همی بلا همی جویم
درد دل مبتلا همی جویم
در مان چه طلب کنم که در عشقش
یک درد به صد دعا همی جویم
از صوف صفای دل نمییابم
از درد مغان صفا همی جویم
از خرقه و طیلسان دلم خون شد
زنار و کلیسیا همی جویم