غزل شمارهٔ ۶۶۶

در دل دارم جهانی بی‌تو من

زانکه نشکیبم زمانی بی‌تو من

عالمی جان آب شد در درد تو

چون کنم با نیم جانی بی‌تو من

روی در دیوار کردم اشک‌ریز

تا بمیرم ناگهانی بی‌تو من

من خود این دم مرده‌ام بیشم نماند

پوستی و استخوانی بی‌تو من