غزل شمارهٔ ۶۷۰

بار دیگر روی زیبایی ببین

عقل و جان را تازه سودایی ببین

از غم آن پیچ زلف بیقرار

زاهدان را ناشکیبائی ببین

در جمالش هر که را آن چشم هست

تا ابد در خود تمنایی ببین

در میان اهل دل هر ساعتش

غارتی نو تازه غوغایی ببین