غزل شمارهٔ ۷۰۱

ذره‌ای نادیده گنج روی تو

ره بزد بر ما طلسم موی تو

گشت رویم چون نگارستان ز اشک

ای نگارستان جانم روی تو

هست خورشید رخت زیر نقاب

جملهٔ ذرات چشماروی تو

در درون چون نافهٔ آهوی حسن

خون جان‌ها مشک شد بر بوی تو