غزل شمارهٔ ۷۳۴
چون کشته شدم هزار باره
بر من به چه میکشی کناره
از کشتن کشتهای چه خیزد
کشته که کشد هزار باره
حاجت نبود به تیغ کشتن
در پیش رخ تو ماهپاره
خود خلق دو کون کشته گردند
هر گه که شوی تو آشکاره
چون کشته شدم هزار باره
بر من به چه میکشی کناره
از کشتن کشتهای چه خیزد
کشته که کشد هزار باره
حاجت نبود به تیغ کشتن
در پیش رخ تو ماهپاره
خود خلق دو کون کشته گردند
هر گه که شوی تو آشکاره