غزل شمارهٔ ۷۸۳
گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
صد توبه در زمانی بر هم شکست باشی
نه مست بودن از می کار تنگدلان است
گر هوشیار عشقی از دوست مست باشی
تا کی ز ناتمامی در حلقهٔ تمامان
گه خودنمای گردی گه خود پرست باشی
آخر دمی چنان شو کز دست ساقی جان
جامی بخورد باشی وز خود برست باشی