غزل شمارهٔ ۷۸۶

چون خط شبرنگ بر گلگون کشی

حلقه در گوش مه گردون کشی

گر ببینی روی خود در خط شده

سرکشی و هر زمان افزون کشی

گفته بودی در خط خویشت کشم

تا لباس سرکشی بیرون کشی

خط تو بر ماه و من در قعر چاه

در خط خویشم ندانم چون کشی