غزل شمارهٔ ۸۳۳

ای لب گلگونت جام خسروی

پیشهٔ شبرنگ زلفت شبروی

پهلوی خورشید مشک‌آلود کرد

خط تو یعنی که هستم پهلوی

مردم چشمت بدان خردی که هست

می‌ببندد دست چرخ از جادوی

کی توان گفت از دهان تو سخن

زانکه صورت نیست آن جز معنوی