غزل شمارهٔ ۸۴۱

ای راه تو را دراز نایی

نه راه تو را سری نه پایی

این راه دراز سالکان را

کوته نکند مگر فنایی

عاشق ز فنا چگونه ترسد

چون عین فنا بود بقایی

چون از تو نماند هیچ بر جای

آنجاست اگر رسی بجایی