غزل شمارهٔ ۸۴۲

منم و گوشه‌ای و سودایی

تن من جایی و دلم جایی

هر زمانم به عالمی میلی

هر دمم سوی شیوه‌ای رایی

مانده در انقلاب چون گردون

گاه شیبی و گاه بالایی

ساکن گوشهٔ جهان ز جهان

همچو من نیست هیچ تنهایی