قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶

ای پرده‌ساز گشته درین دیر پرده در

تا کی چو کرم پیله نشینی به پرده در

چون کرم پیله پرده خود را کند تمام

زان پرده گور او کند این دیر پرده در

چون وقت کار توست چه غافل نشسته‌ای

برخیز و وقت کار غم خویشتن بخور

چون کرم پیله بر تن خود بیش ازین متن

خرسند گرد و رنج جهان بیش ازین مبر