قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷

مکن مدار برای من ای پسر روزه

که کرد عارض سیمین تو چو زر روزه

ز ماه روزه چو کاهی شد ای پسر ماهت

چگونه ماهی، ماهی بود به سر روزه

تو را چو از شکرت بوی شیر می‌آید

سپید شد شکرت همچو شیر در روزه

ز لعل پر نمکت بوی خون همی‌آید

گشاده‌ای تو به خون دلی مگر روزه