قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰

گر سخن بر وفق عقل هر سخنور گویمی

شک نبودی کان سخن بر خلق کمتر گویمی

راز عالم در دلم، گنگم ز نااهلی خلق

گر تو را اهلیتی بودی تو را بر گویمی

چند گویی راز دل ناگفته مگذار و بگو

خود نگویی تا کرابرگویمی گر گویمی

زیرکان هستند کز پالان جوابم آورند

فی‌المثل در پیش ایشان گر من از خر گویمی