درتعصب گوید

ای گرفتار تعصب مانده

دایما در بغض و در حب مانده

گر تو لاف از عقل و از لب می‌زنی

پس چرا دم در تعصب می‌زنی

در خلافت میل نیست ای بی‌خبر

میل کی آید ز بوبکر و عمر

میل اگر بودی در آن دو مقتدا

هر دو کردندی پسر را پیشوا