حکایت طوطی

طوطی آمد با دهان پر شکر

در لباس فستقی با طوق زر

پشه گشته با شه‌ای از فر او

هر کجا سرسبزیی از پر او

در سخن گفتن شکر ریز آمده

در شکر خوردن پگه خیزآمده

گفت هر سنگین دل و هر هیچ کس

چون منی را آهنین سازد قفس