پرسش مرغان

بعد از آن مرغان دیگر سر به سر

عذرها گفتند مشتی بی‌خبر

هر یکی از جهل عذری نیز گفت

گر نگفت از صدر کز دهلیز گفت

گر بگویم عذر یک یک با تو باز

دار معذورم که می‌گردد دراز

هر کسی را بود عذری تنگ و لنگ

این چنین کس کی کند عنقا به چنگ