حکایت پادشاهی که بسیار صاحب جمال بود

پادشاهی بود بس صاحب جمال

در جهان حسن بی‌مثل و مثال

ملک عالم مصحف اسرار او

در نکویی آیتی دیدار او

می‌ندانم هیچ کس آن زهره یافت

کو تواند از جمالش بهره یافت

روی عالم پر شد از غوغای او

خلق را از حد بشد سودای او