حکایت شیخ نوقانی

شیخ نوقانی بنیشابور شد

رنج راه آمد برو رنجور شد

هفته‌ای باژنده در گوشه

گرسنه افتاده بد بی‌توشه‌ای

چون برآمد هفته‌ای گفت ای اله

گردهٔ نان مرا کن سر به راه

هاتفی گفتش برو این لحظه پاک

جملهٔ میدان نیشابور خاک