حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شد

بود اندر مصر شاهی نامدار

مفلسی بر شاه عاشق گشت زار

چون خبر آمد ز عشقش شاه را

خواند حالی عاشق گم‌راه را

گفت چون عاشق شدی بر شهریار

از دو کار اکنون یکی کن اختیار

یا به ترک شهر، وین کشور بگوی

یا نه، در عشقم به ترک سر بگوی