احوال مالک دینار
مالک دینار را گفت آن عزیز
من ندانم حال خود، چونی تو نیز
گفت برخوان خدا نان میخورم
پس همه فرمان شیطان میبرم
دیوت از ره برد و لاحولیت نیست
از مسلمانی بجز قولیت نیست
در غم دنیا گرفتارآمدی
خاک بر فرقت که مردار آمدی
مالک دینار را گفت آن عزیز
من ندانم حال خود، چونی تو نیز
گفت برخوان خدا نان میخورم
پس همه فرمان شیطان میبرم
دیوت از ره برد و لاحولیت نیست
از مسلمانی بجز قولیت نیست
در غم دنیا گرفتارآمدی
خاک بر فرقت که مردار آمدی