عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بود

عابدی کز حق سعادت داشت او

چار صد ساله عبادت داشت او

از میان خلق بیرون رفته بود

راز زیر پرده با حق گفته بود

هم دمش حق بود و او هم‌دم بس است

گر نباشد او و دم، حق هم بس است

حایطی بودش درختی در میان

بر درختش کرد مرغی آشیان