حکایت شهریاری که قصری زرنگار کرد

شهریاری کرد قصری زرنگار

خرج شد دینار بر وی صد هزار

چون شد آن قصر بهشت آسا تمام

پس گرفت از فرش آرایش نظام

هر کسی می‌آمدند از هر دیار

پیش خدمت با طبقهای نثار

شه حکیمان و ندیمان را بخواند

پیش خویش آورد و بر کرسی نشاند