حکایت یوسف و ده برادرش که در قحطی به چاره جویی پیش او آمدند و گفتگوی آنها

ده برادر قحطشان کرده نفور

پیش یوسف آمدند از راه دور

از سر بی‌چارگی گفتند حال

چاره‌ای می‌خواستند از تنگ حال

روی یوسف بود در برقع نهان

پیش یوسف بود طاسی آن زمان

دست زد بر طاس یوسف آشکار

طاسش اندر ناله آمد زار زار