حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوش

در خراسان بود دولت بر مزید

زانک پیدا شد خراسان را عمید

صد غلامش بود ترک ماه روی

سرو قامت، سیم ساعد، مشک بوی

هر یکی در گوش دری شب‌فروز

شب شده در عکس آن در همچو روز

با کلاه شفشه و با طوق زر

سر به سر سیمن برو زرین سپر