حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بی‌خبری

خسروی کافاق در فرمانش بود

دختری چون ماه در ایوانش بود

از نکویی بود آن رشک پری

یوسف و چاه و زنخدان بر سری

طرهٔ او صد دل مجروح داشت

هر سرمویش رگی با روح داشت

ماه رویش مثل فردوس آمده

وانگه از ابروش در قوس آمده