حکایت شیخ نصر آباد که پس از چهل حج طواف آتشگاه گبران می‌کرد

شیخ نصرآباد را بگرفت درد

کرد چل حج بر توکل اینت مرد

بعد از آن موی سپید و تن نزار

برهنه دیدش کسی با یک از ار

دل دلش تابی و در جانش تفی

بسته زناری و بگشاده کفی

آمده نه از سر دعوی و لاف

گرد آتش گاه گبری در طواف