پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او
چون بمرد اسکندر اندر راه دین
ارسطاطالیس گفت ای شاه دین
تا که بودی پند میدادی مدام
خلق را این پند امروزین تمام
پند گیر ای دل که گرداب بلاست
زنده دل شو زانک مرگت در قفاست
من زفان و نطق مرغان سر به سر
با تو گفتم فهم کن ای بیخبر