غزل شمارهٔ ۶۶

سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت

اشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت

من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظاره‌ای

کاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت

گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سما

کز تکبر دوش او ابر بر زهرهٔ زهرا گذشت

لولو لال همی بارم ز عشقش در کنار

کز کنارم ناگهان آن لولو لالا گذشت