غزل شمارهٔ ۲۰۹

ای بس قدح درد که کردست دلم نوش

دور از لب و دندان شما بی خبران دوش

گه بوسه همی داد بر آن درد لب و چشم

گه رقص همی کرد بر آن حال دل و هوش

گه عقل همی گفت که ای طبع تو کم نال

گه صبر همی گفت که ای آه تو مخروش

درد آمده پاداش که هین ای سر و تن داد

عشق آمده با نیش که هان ای دل و جان نوش