غزل شمارهٔ ۲۱۱

ای زلف تو بند و دام عاشق

ای روی تو ناز و کام عاشق

در جستن تو بسی جهانها

بگذشته به زیر گام عاشق

بنمای جمال خویش و بفزای

در منزلت و مقام عاشق

وز شربت لطف خویش تر کن

آخر یک روز کام عاشق