غزل شمارهٔ ۲۱۵

تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق

عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق

تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان

نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق

خط قلاشی چو عشق نیکوان بر من کشند

شرط باشد برنهم سر بر خط فرمان عشق

در میان عشق حالی دارم اردانی چنانک

جان برافشانم همی از خرمی بر جان عشق