غزل شمارهٔ ۲۸۶

ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم

ما خد ترا سغبه‌تر از عقل و روانیم

بی روی تو لب خشک‌تر از پیکر تیریم

با موی تو دل تیره‌تر از نقش کمانیم

بیرون ز رخ و زلف تو ما قبله نداریم

بیش از لقب و نام تو توحید نخوانیم

در ره روش عقل تو ما کهتر عقلیم

وز پرورش لفظ تو ما مهتر جانیم