غزل شمارهٔ ۲۸۷

گرچه از جمع بی نیازانیم

عاشق عشق و عشقبازانیم

منصف منصف خراباتیم

کعبهٔ کعبتین بازانیم

گاه سوزان در آتش عشقیم

گاه از سوز رود سازانیم

همچو مرغ از قفس شکسته شدیم

همچو شمع از هوس گدازانیم