غزل شمارهٔ ۳۱۷

ای رخ تو بهار و گلشن من

همچو جانست عشق در تن من

راست چون زلف تو بود تاریک

بی رخ تو جهان روشن من

همچو خورشید و ماه در تابد

عشق تو هر شبی ز روزن من

دست تو طوق گردن دگری

عشق تو طوق گردن من