غزل شمارهٔ ۳۵۵

تا کی از عشوه و بهانهٔ تو

چند ازین لابه و فسانهٔ تو

شور و آشوب در جهان افگند

غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو

هیچ آشوب نیست در عالم

این چه فتنه‌ست در زمانهٔ تو

کعبهٔ عاشقان سوخته دل

هست امروز آستانهٔ تو