غزل شمارهٔ ۳۸۳

سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای

زان که نه مهری که همه کینه‌ای

خوی تو برنده چون ناخن برست

گر چه پذیرنده چو آیینه‌ای

حسن تو دامست ولیکن ترا

دام چه سودست که بی چینه‌ای

من سوی تو شنبه و تو نزد من

چون سوی کودک شب آدینه‌ای