غزل شمارهٔ ۴۳۳

صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی

نه برآشوبی هر ساعت و دشنام دهی

بستهٔ دام تو گشتست دل من چه شود

که مرا قوت از آن پسته و بادام دهی

پختهٔ عشق شود گر چه بود خام ای جان

هر کرا روزی یک جام می خام دهی

نکنی ور بکنی ناز به هنجار کنی

ندهی ور بدهی بوسه به هنگام دهی