قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - نه هر که به طور رود موسی عمران شود

تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود

کفر در دیدهٔ انصاف تو پنهان نشود

تا چو بستان نشوی پی سپر خلق ز شوق

دلت از شوق ملک روضه و بستان نشود

تا مهیا نشوی حال تو نیکو نشود

تا پریشان نشوی کار به سامان نشود

تا تو در دایرهٔ فقر فرو ناری سر

خانهٔ حرص تو و آز تو ویران نشود