قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - تامل با خویشتن و راز و نیاز با پروردگار

ای سنایی جهد کن تا پیش سلطان ضمیر

از گریبان تاج سازی وز بن دامن سریر

تا بدین تاج و سریر از بهر مه رویان غیب

هر زمانی نو عروسی عقد بندی بر ضمیر

با بدین تاج و سریر از بهر دارالملک سر

بند پای سر شمر تاج و سریر اردشیر

دیو هم کاسه بود بر سفره تا وهم و خیال

در میان دین و عقلت در سفر باشد سفیر