قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح مسعود بن ابوالفتح

در کف خذلان و ذل فتح و ظفر گشتی اسیر

گر نبودی هر دو را اقبال خواجه دستگیر

نور چشم خواجهٔ بوالفتح مسعود آنکه او

چون ظفر با فتح و سعدست او همه ساله نظیر

آن به جود و زیب و کین و رای و عیش و قدر و ذهن

مهر و مه بهرام و کیوان زهره و برجیس و تیر

قدر او چرخ بلند و رای او شمس مضی

قدر او بحر محیط و جود او ابر مطیر