قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - در نکوهش اصحاب دعوا

ای جوان زیر چرخ پیر مباش

یا ز دورانش در نفیر مباش

یا برون شو ز چرخ چون مردان

ورنه با ویل و وای و ویر مباش

اثر دوزخ ار نمی‌خواهی

ساکن گنبد اثیر مباش

گر سعیدیت آرزوست به عدن

در سراپردهٔ سعیر مباش