قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در مدح سرهنگ امیر محمد هروی

ای سنایی نشود کار تو امروز چو چنگ

تا به خدمت نشوی و نکنی قامت چنگ

سر سرهنگان سرهنگ محمد هروی

که سر آهنگان خوانند مر او را سرهنگ

آنکه روی همه هشیاران آمد به شتاب

آنکه پشت همه بیداران آمد به درنگ

نزد دیدارش که بوده بهای بهمن

پیش گفتارش جهل آمده هوش هوشنگ