قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - در صفات ذات اقدس باری

ای خدایی که بجز تو ملک‌العرش ندانم

بجز از نام تو نامی نه برآید به زبانم

بجز از دین و صنعت نبود عادت چشمم

بجز از گفتن حمدت نبود ورد زبانم

عارفا فخر به من کن که خداوند جهانم

ملک عالمم و عالم اسرار نهانم

غیب من دانم و پس غیب نداند بجز از من

منم آن عالم اسرار که هر غیب بدانم