قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱

خیز تا خود ز عقل باز کنیم

در میدان عشق باز کنیم

یوسف چاه را به دولت دوست

در چه صد هزار باز کنیم

در قمار وقار بنشینیم

خویشتن جبرییل ساز کنیم

هر چه شیب و فراز پردهٔ ماست

خاک بر شیب و بر فراز کنیم