قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴

بر بساز کم زنان خود را بر آن مهتر نهیم

گر دغا بازد کسی ما مهره در ششدر نهیم

پاکبازانیم ما را نه جهاز و نه گرو

گر حریفی زر نهد ما جان به جای زر نهیم

در دو کونم نیست از معلوم حالی یک درم

با چنین افلاس خود را نام سر دفتر نهیم

چون خطا از سامری بینیم در هنگام کار

غایت سستی بود گر جرم بر آزر نهیم