بخش ۱۱

چوکشور ز ضحاک بودی تهی

یکی مایه ور بد بسان رهی

که او داشتی گنج و تخت و سرای

شگفتی به دل سوزگی کدخدای

ورا کندرو خواندندی بنام

به کندی زدی پیش بیداد گام

به کاخ اندر آمد دوان کند رو

در ایوان یکی تاجور دید نو