قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - قصیده

باز وقت است که از آمدن باد بهار

بشکفد غنچه و گل خیمه زند در گلزار

آید از مهد زمین طفل نباتی بیرون

دایهٔ ابر دهد پرورش او به کنار

دفتر شکوهٔ گل مرغ چمن بگشاید

که چها می‌کشم از جور گل و خواری خار

لب به دندان گزد از قطره شبنم غنچه

که نکو نیست ز عاشق گله از خواری یار